السيد محمد حسين الطهراني

271

الله شناسى (فارسى)

است تا وارثى برايش باشد ، و زائيده نگشته است تا شريكى براى او بوده باشد ! » و نيز در « توحيد » صدوق وارد است كه در خطبهء ديگرى كه از أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب عليه السّلام نقل نموده است آن حضرت فرموده است : الَّذِى لَمْ يُولَدْ فَيَكُونَ فِى الْعِزِّ مُشَارَكاً ، وَ لَمْ يَلِدْ فَيَكُونَ مَوْرُوثًا هَالِكاً . « آن كس است كه از ديگرى متولّد نگشته است تا اينكه در عزّت مشارِك با غيرش بوده باشد ، و تولّد نكرده است تا اينكه خودش موروثِ مرده ( ارث برده‌شدهء از بين رفته ) بوده باشد . » و نيز در « توحيد » صدوق در خطبه‌اى از آن حضرت عليه السّلام آورده است كه : تَعَالَى أَنْ يَكُونَ لَهُ كُفْوٌ فَيُشْبِهَ بِهِ . « بلند مقام و عالىدرجه است از آنكه براى وى شريكى باشد تا آن شريك با او مشابهت داشته باشد . » علّامه ( قدّه ) مىفرمايد : دراين‌باره از معانى متقدّمه روايات ديگرى نيز وارد شده است . « 1 » غزل شيواى فيض كاشانى در « لا إلَه إلا الله » عالِم بىبديل در ميان عالم تشيّع در جامعيّت نسبت به جميع علوم « 2 » مرحوم ملّا محمّد محسن فيض كاشانى ، غزلى بسيار آبدار و شيوا سروده است كه به لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ ختم مىگردد . چون حاوى جميع معانى تفسيريّهء قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ است و ليكن با رموز عارفانهء مختصّ به اهل دل و ارباب عرفان ، چه

--> ( 1 ) « الميزان فى تفسير القرءان » ج 20 ، ص 543 تا ص 548 ، تفسير سورهء إخلاص ( 2 ) اين گفتار از حضرت علّامه است كه آن را حقير در كتاب « مهر تابان » در ص 26 از طبع أوّل ، ( و ص 43 از طبع دوّم ) نقل نموده‌ام .